دروازه سنگی: دکتر محمدرضا پیری
رئیس کمیسیون فرهنگی، گردشگری و روابط عمومی شورای اسلامی شهر خوی
مقدمه
صنعت گردشگری در دهههای اخیر به یکی از مهمترین بخشهای اقتصاد جهانی تبدیل شده است؛ صنعتی پویا و چندوجهی که آثار آن تنها به حوزه اقتصاد محدود نمیشود و عرصههای اجتماعی، فرهنگی، محیطزیستی و حتی مناسبات بینالمللی جوامع را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، جذب سرمایهگذاری، تقویت زیرساختها، حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی، ایجاد تعادل منطقهای و کاهش مهاجرت از جمله مهمترین پیامدهای توسعه هدفمند گردشگری به شمار میروند. اهمیت این صنعت به اندازهای است که در ادبیات توسعه، قرن بیستویکم را از سوی بسیاری از صاحبنظران «قرن گردشگری» نامیدهاند. با این حال، بهرهمندی از منافع گردشگری صرفاً با برخورداری از جاذبههای طبیعی، تاریخی یا فرهنگی محقق نمیشود. در جهان امروز، شهرها برای جذب گردشگر در رقابتی گسترده قرار دارند و موفقیت در این رقابت، علاوه بر زیرساخت و خدمات مناسب، به توانایی شهر در ساختن یک تصویر متمایز و ماندگار در ذهن مخاطب وابسته است. از همین منظر، مفهوم «برندسازی شهری» به یکی از موضوعات مهم در توسعه گردشگری تبدیل شده است. شهر موفق، صرفاً شهری نیست که جاذبههای فراوان دارد؛ بلکه شهری است که میتواند این جاذبهها را در قالب یک هویت و روایت منسجم به مخاطب معرفی کند.
خوی، با پیشینهای چند هزار ساله و برخورداری از مجموعهای کمنظیر از ظرفیتهای تاریخی، فرهنگی، مذهبی، طبیعی، ورزشی، اقتصادی و اجتماعی، از جمله شهرهایی است که قابلیت تبدیل شدن به یکی از مقاصد مهم گردشگری شمالغرب ایران را دارد. با این حال، مسئله اساسی آن است که چگونه میتوان این ظرفیتهای متنوع را از مجموعهای پراکنده از جاذبهها به یک برند شهری منسجم، متمایز و قابل عرضه در سطح ملی و بینالمللی تبدیل کرد.
این مقاله با تمرکز بر همین مسئله، ضمن بررسی مفهوم برندسازی شهری، مهمترین ظرفیتهای خوی را مرور کرده و تلاش میکند به این پرسش پاسخ دهد که خوی برای ساختن برند گردشگری خود به چه روایتی نیاز دارد و کدام ظرفیت میتواند نقش «برند مادر» شهر را ایفا کند؟
۱. گردشگری؛ از جاذبه تا مقصد
توسعه گردشگری تنها به معنای وجود آثار تاریخی، طبیعت زیبا یا اماکن مذهبی نیست. یک مقصد گردشگری زمانی میتواند در چرخه اقتصاد گردشگری قرار گیرد که مجموعهای از عناصر در کنار یکدیگر شکل گرفته باشند.تأسیسات اقامتی، هتلها و اقامتگاههای بومگردی، رستورانها، فروشگاههای صنایعدستی و سوغات، دفاتر خدمات گردشگری، خدمات پزشکی و انتظامی، حملونقل، زیرساختهای ارتباطی و اینترنتی، نیروی انسانی آموزشدیده، نظام اطلاعرسانی و بازاریابی، برنامهریزی رویدادها و ساختارهای مدیریتی، همگی اجزای زنجیره گردشگری هستند. بنابراین، برخورداری از جاذبه به تنهایی برای تبدیل یک شهر به مقصد گردشگری کافی نیست. جاذبه باید به تجربه، تجربه باید به روایت و روایت باید به برند تبدیل شود. از این منظر، برندسازی نه جایگزین زیرساختهای گردشگری، بلکه حلقه اتصال میان ظرفیتهای یک شهر و ذهن مخاطب است.
۲. برندسازی شهری چیست؟
در جهان امروز، شهرها تنها بر سر سرمایه و جمعیت رقابت نمیکنند؛ بلکه برای کسب سهم بیشتر از توجه مردم، رسانهها، سرمایهگذاران و گردشگران نیز با یکدیگر رقابت دارند. برند شهری مجموعهای از ادراکات، تصاویر، نمادها، ارزشها، خاطرات و روایتهایی است که یک شهر را در ذهن مخاطب از شهرهای دیگر متمایز میکند. هویت تاریخی و فرهنگی، ویژگیهای اجتماعی، شخصیتهای برجسته، آثار تاریخی، جاذبههای طبیعی، مناسبتها، رویدادها، صنایعدستی، غذاهای محلی، مشاهیر، نمادهای شهری و حتی شیوه روایت و معرفی شهر، میتوانند در شکلگیری این برند نقش داشته باشند.
در بسیاری از شهرهای جهان، یک عنصر شاخص به نماد اصلی شهر تبدیل شده و سایر ظرفیتها در پرتو آن معرفی میشوند؛ برج ایفل در پاریس، پارتنون در آتن، ایاصوفیه در استانبول، برج کج پیزا، میدان نقش جهان در اصفهان، مجموعه امیرچخماق در یزد و حافظیه در شیراز نمونههایی از این الگو هستند. وجه مشترک این نمونهها آن است که یک عنصر یا روایت شاخص، نقطه ورود ذهنی مخاطب به شهر شده و سپس سایر ظرفیتهای مقصد را نیز در منظومهای واحد به او معرفی میکند. از همین رو، هر شهر الزاماً به تعداد زیادی برند مستقل نیاز ندارد؛ بلکه بیش از هر چیز به یک هویت مرکزی و روایت مشترک نیازمند است.
۳. خوی؛ شهری با ظرفیتهای متعدد برای برندسازی
خوی از معدود شهرهایی است که در حوزههای گوناگون، ظرفیتهای قابل توجهی برای شکلدهی به برند گردشگری در اختیار دارد. این ظرفیتها را میتوان در پنج محور اصلی دستهبندی کرد:
۳ـ۱.ظرفیت تاریخی و فرهنگی
پیشینه چند هزار ساله خوی، آثار و محوطههای تاریخی، بازار سرپوشیده، مسجد تاریخی مطلبخان، دروازه سنگی، مناره شمس تبریزی، کاروانسرای شاهعباسی، کلیساها و دیگر بناها و محوطههای تاریخی، بخشی از هویت تاریخی این شهر را شکل دادهاند[۱]. مجموعه این آثار، خوی را به شهری تبدیل کرده که میتواند بخشی از روایت تاریخی شمالغرب ایران را در خود جای دهد. از سوی دیگر، حضور شخصیتهایی همچون شمس تبریزی، آیتالله خویی، محمدامین ریاحی خویی، دکتر زریاب خویی و خاندانها و شخصیتهای تأثیرگذار تاریخی، علمی و فرهنگی، سرمایهای انسانی برای ساختن روایت فرهنگی شهر فراهم کرده است. در برندسازی شهری، این سرمایه انسانی اهمیتی ویژه دارد؛ زیرا شخصیتها برخلاف بناها، قابلیت تولید مداوم روایت، کتاب، فیلم، موسیقی، همایش، جشنواره، پژوهش و محتوای رسانهای دارند.
۳ـ۲. ظرفیت مذهبی و علمی
خوی از نظر مذهبی و علمی نیز دارای پیشینهای قابل توجه است. آرامگاه امام زاده سید بهلول، جایگاه معنوی و اجتماعی آن، مسجد تاریخی مطلبخان، سابقه حوزههای علمیه و حضور علما و اندیشمندان برجسته، بخشی از هویت مذهبی و علمی شهر را شکل میدهد. به عنوان زادگاه آیتالله العظمی سید ابوالقاسم خویی، از مراجع بزرگ جهان تشیع، نیز ظرفیتی مهم در این حوزه محسوب میشود. این ظرفیت میتواند در صورت برنامهریزی صحیح، در قالب گردشگری مذهبی، فرهنگی و علمی مورد استفاده قرار گیرد و به یکی از اضلاع هویت گردشگری خوی تبدیل شود.
۳-۳. طبیعت خوی؛ از اورین تا باغ شهر فیرورق
خوی تنها یک مقصد تاریخی نیست. طبیعت این منطقه نیز ظرفیت قابل توجهی برای توسعه اکوتوریسم و گردشگری ورزشی دارد. کوه اورین[۲] با ویژگیهای طبیعی، چشماندازهای کوهستانی، چشمهها و دریاچه طبیعی قله، یکی از شاخصترین جاذبههای طبیعی خوی است. برگزاری همایشهای ملی اورین و حضور کوهنوردان از نقاط مختلف کشور، ظرفیت مهمی برای تبدیل این جاذبه طبیعی به یک برند رویدادمحور ورزشی فراهم کرده است. در کنار اورین، باغشهر فیرورق، آبشار بدلان، غار علیشیخ، مناظر طبیعی بخش صفائیه، چشمههای آب گرم و درمانی، لالهزارهای فصلی، مزارع آفتابگردان[۳] و شکوفههای گیلاس، مجموعهای متنوع از ظرفیتهای طبیعتگردی منطقه را شکل میدهند. این تنوع میتواند زمینهساز شکلگیری بستههای متنوع گردشگری باشد؛ از کوهنوردی و طبیعتگردی گرفته تا گردشگری روستایی، کشاورزی و سلامت.
۴-۳. ورزش؛ ظرفیت مغفول برندسازی خوی
ورزش نیز میتواند یکی از ابزارهای مؤثر برای معرفی خوی باشد. ثبت ملی کشتی آشیرما[۴] به نام خوی و برگزاری مسابقات ملی این رشته، نمونهای ارزشمند از پیوند میان ورزش، فرهنگ و هویت محلی است. کشتی آشیرما صرفاً یک رویداد ورزشی نیست؛ بلکه بخشی از میراث فرهنگی و اجتماعی منطقه محسوب میشود و میتواند در صورت استمرار رویدادها، تولید محتوای رسانهای و توسعه ارتباطات بینالمللی، به یکی از عناصر شناخته شده برند خوی تبدیل شود. از سوی دیگر، نام پوریای ولی نیز ظرفیت بزرگی برای ایجاد پیوند میان تاریخ پهلوانی، فرهنگ زورخانهای و ورزشهای بومی فراهم میکند. ایجاد رویدادهایی با محوریت فرهنگ پهلوانی، معرفی تاریخ ورزش و پیوند دادن شخصیت پوریای ولی با ظرفیتهای بومی خوی، میتواند یک روایت جذاب فرهنگی ـ ورزشی ایجاد کند. در چنین رویکردی، ورزش دیگر صرفاً یک فعالیت مسابقهای نیست؛ بلکه به ابزار روایتسازی شهری تبدیل میشود.
۵-۳. اقتصاد محلی؛ عسل، آفتابگردان، خشکبار و فرش
یکی دیگر از ظرفیتهای مهم خوی، قابلیت تبدیل تولیدات محلی به عناصر هویتبخش گردشگری است. خوی در زمینه تولید عسل از جایگاه قابل توجهی برخوردار است[۵] و این ظرفیت میتواند زمینهساز شکلگیری یک هویت اقتصادی و گردشگری ویژه برای شهر باشد. با توجه آمارهای رسمی مربوط به سهم خوی از تولید عسل کشور و تعداد فعالان این بخش، عنوان «شهر عسل ایران» میتواند در قالب یک راهبرد برندینگ مورد بررسی قرار گیرد. اما نکته مهم این است که صرف تولید محصول برای ایجاد برند کافی نیست. برگزاری جشنواره عسل، ایجاد بازار و موزه تخصصی، طراحی بستهبندی واحد، مسیرهای گردشگری زنبورداری، آموزش گردشگران، تولید محتوای رسانهای و پیوند عسل با سوغات و هویت شهر، میتواند یک محصول اقتصادی را به تجربه گردشگری تبدیل کند. همین منطق درباره آفتابگردان و خشکبار خوی نیز صادق است. چشمانداز مزارع آفتابگردان در فصل مناسب، ظرفیت قابل توجهی برای گردشگری کشاورزی و تولید محتوای تصویری دارد. وجود میدان خشکبار و ظرفیت تجاری آن نیز میتواند در کنار سایر عناصر، بخشی از هویت اقتصادی شهر را تشکیل دهد. از سوی دیگر، ثبت ملی فرش ریزماهی به نام خوی، ظرفیتی ارزشمند برای پیوند میان هنر، اقتصاد، میراث فرهنگی و گردشگری است. فرش در اینجا تنها یک کالا نیست؛ بلکه میتواند به عنوان روایتگر هنر، تاریخ، ذوق و هویت محلی معرفی شود.
۶-۳. رویدادسازی؛ حلقه اتصال ظرفیت و برند
یکی از مهمترین الزامات برندسازی شهری، رویدادسازی مستمر است. جاذبهای که فقط وجود داشته باشد، الزاماً در ذهن مخاطب ماندگار نمیشود. این رویداد است که میتواند یک جاذبه را به موضوعی زنده، تکرارشونده و رسانهای تبدیل کند. جشنوارهها، همایشها، مسابقات ورزشی، هفتههای فرهنگی، نمایشگاههای صنایعدستی، جشنوارههای غذا، رویدادهای علمی و برنامههای بینالمللی میتوانند در این مسیر نقشآفرین باشند. در این زمینه، جشنواره گل سرخ «قیزیل گول»، رویدادهای مرتبط با اورین، کشتی آشیرما، جشنوارهها و همایشهای مرتبط با شمس تبریزی و دیگر رویدادهای فرهنگی خوی، سرمایههایی هستند که باید از حالت رویدادهای مقطعی خارج شده و در یک تقویم واحد گردشگری شهر قرار گیرند. هدف آن است که خوی در هر فصل، حداقل یک دلیل جدی برای سفر داشته باشد.
- ۴. مسئله اصلی خوی؛ تعدد ظرفیتها و فقدان روایت واحد
شاید بزرگترین مزیت خوی، در عین حال یکی از مهمترین چالشهای آن نیز باشد. خوی ظرفیتهای فراوانی دارد؛ اما اگر هر ظرفیت به صورت جداگانه و بدون ارتباط با سایر عناصر معرفی شود، مخاطب با تصویری پراکنده مواجه خواهد شد. یک گردشگر ممکن است خوی را با اورین بشناسد، دیگری با شمس، دیگری با عسل، دیگری با آیتالله خویی و دیگری با بازار تاریخی. هیچکدام از این تصاویر الزاماً اشتباه نیستند؛ اما مسئله آن است که کدام روایت باید تصویر اصلی خوی را در ذهن مخاطب شکل دهد؟ اینجاست که مفهوم «برند مادر» اهمیت پیدا میکند.
بدیهی است برند مادر به معنای حذف سایر ظرفیتها نیست. برعکس، برند مادر باید مانند چتری عمل کند که سایر جاذبهها و ظرفیتهای شهر را زیر یک روایت مشترک گرد هم آورد. برای انتخاب چنین برندی میتوان معیارهایی مانند؛ اصالت و ریشه تاریخی؛ میزان شهرت ملی و بینالمللی؛ پیوند مستقیم با هویت خوی؛ قدرت روایتسازی؛ قابلیت تولید محتوای مستمر؛ ظرفیت برگزاری رویدادهای فرهنگی و علمی؛ قابلیت حضور در ادبیات، هنر و رسانه؛ قابلیت توسعه گردشگری داخلی و خارجی و امکان پیوند دادن سایر ظرفیتهای شهر را در نظر گرفت. با توجه به این معیارها، باید ظرفیتهای مختلف خوی مورد ارزیابی قرار گیرند. در این میان، به نظر میرسد شمس تبریزی از قابلیت ویژهای برای ایفای نقش برند مادر خوی برخوردار است.[۶]
- ۵. شمس تبریزی؛ ظرفیت شکلدهی به برند مادر خوی
شمس تبریزی تنها یک شخصیت تاریخی نیست؛ بلکه یک چهره جهانی در حوزه اندیشه، عرفان، ادبیات و فرهنگ است. نام شمس با مولانا، یکی از شناختهشدهترین چهرههای ادبی و عرفانی جهان، پیوند خورده و همین موضوع ظرفیت کمنظیری برای تولید روایت و ارتباطات فرهنگی فراهم میکند . از سوی دیگر، وجود بارگاه شمس تبریزی و مناره تاریخی منسوب به او در خوی، یک پیوند کالبدی و مکانی میان این شخصیت و شهر ایجاد کرده است. برگزاری جشنوارههای موسیقی، همایشهای علمی و رویدادهای فرهنگی مرتبط با شمس در خوی نیز نشان میدهد که این ظرفیت از قابلیت رویدادسازی برخوردار است. مهمتر از همه، شمس میتواند سایر ظرفیتهای شهر را نیز در منظومهای واحد قرار دهد. در این راستا: گردشگری تاریخی میتواند در مسیر روایت شمس تعریف شود؛ گردشگری فرهنگی و ادبی میتواند به شمس پیوند بخورد؛ موسیقی و هنر میتواند از میراث فکری و عرفانی شمس الهام بگیرد؛ همایشهای علمی و بینالمللی میتوانند با محوریت اندیشه او برگزار شوند؛ و حتی سایر جاذبههای خوی میتوانند در قالب یک تجربه جامع گردشگری به مخاطب معرفی شوند. از این منظر، مزیت شمس تنها در شهرت تاریخی او نیست؛ بلکه در قدرت اتصال دادن گذشته، حال و آینده شهر است.
شمس به معنای حذف سایر ظرفیتها نیست انتخاب شمس تبریزی به عنوان برند مادر، به هیچ وجه به معنای کنار گذاشتن سایر ظرفیتهای خوی نیست. برعکس، میتوان یک منظومه برند برای شهر طراحی کرد که در آن:و در کنار آن:اورین؛ برند طبیعت و ورزش عسل؛ برند اقتصادی و سوغات آشیرما؛ برند ورزش و میراث فرهنگی فرش ریزماهی؛ برند هنر و صنایعدستی آیتالله خویی؛ برند علمی و مذهبی سید بهلول؛ برند مذهبی و معنوی آفتابگردان و خشکبار؛ برند کشاورزی و اقتصادی و سایر ظرفیتها به عنوان اجزای مکمل این منظومه عمل کنند. در این صورت، شهر نه مجموعهای از برندهای پراکنده، بلکه دارای یک هویت مرکزی با مجموعهای از زیرروایتها خواهد بود.
- ۶. از برند تا تجربه؛ راهبردهای پیشنهادی برای خوی
برندسازی خوی نباید در طراحی لوگو، شعار یا نصب چند المان شهری خلاصه شود. در نهایت، برندسازی موفق خوی نه یک پروژه کوتاهمدت تبلیغاتی، بلکه یک فرآیند بلندمدت فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی است؛ فرآیندی که اگر با مشارکت دستگاههای اجرایی، بخش خصوصی، دانشگاهها، فعالان فرهنگی، رسانهها و مهمتر از همه مردم شهر دنبال شود، میتواند نام خوی را از یک مقصد کمتر شناختهشده به یکی از مقاصد متمایز گردشگری شمالغرب ایران و منطقه تبدیل کند. خوی ظرفیتهای لازم برای دیدهشدن را دارد؛ اکنون مسئله اصلی، ساختن روایتی است که جهان بتواند خوی را با آن به خاطر بسپارد. برند زمانی شکل میگیرد که در تجربه واقعی گردشگر حضور داشته باشد.
از این رو، چند اقدام اساسی پیشنهاد میشود:
نخست؛ تدوین سند برند گردشگری خوی؛ برند شهر باید بر اساس مطالعات تخصصی، نظرسنجی از شهروندان، تحلیل تصویر شهر در ذهن گردشگران، بررسی رقبا و مطالعه ظرفیتهای تاریخی و فرهنگی تدوین شود.
دوم؛ انتخاب رسمی برند مادر پس از بررسی کارشناسی، یک عنصر یا روایت به عنوان نقطه کانونی برند شهر انتخاب شود.
سوم؛ طراحی هویت بصری یکپارچه لوگو، رنگ سازمانی، شعار، نمادها، تابلوهای شهری، بستهبندی محصولات، تبلیغات گردشگری و محتوای دیجیتال باید از یک هویت بصری مشترک پیروی کنند.
چهارم؛ ایجاد تقویم سالانه رویدادهای گردشگری خوی باید در تمام طول سال موضوعی برای سفر داشته باشد؛ نه اینکه گردشگری آن صرفاً به ایام خاص سال محدود شود.
پنجم؛ تولید محتوای چندزبانه با توجه به موقعیت جغرافیایی و ارتباط خوی با ترکیه، محتوای گردشگری باید دستکم به زبانهای فارسی، ترکی و انگلیسی تولید و عرضه شود.
ششم؛ اتصال مرز رازی به زنجیره گردشگری خوی مرز رازی تنها یک مسیر عبور نیست؛ میتواند یکی از مهمترین دروازههای ورود گردشگران خارجی به منطقه باشد. ضروری است گردشگر ورودی بداند که پس از عبور از مرز، چه تجربهای در خوی انتظار او را میکشد.
هفتم؛ توسعه گردشگری تجربهمحور گردشگر امروز صرفاً به دنبال دیدن یک بنا نیست؛ بلکه به دنبال تجربه است.بازدید از کارگاه فرش، تجربه زنبورداری، چشیدن عسل و سوغات، حضور در جشنواره، کوهنوردی اورین، تجربه موسیقی و فرهنگ محلی و حضور در رویدادهای ورزشی، میتواند خوی را از یک شهر عبوری به یک مقصد اقامتی تبدیل کند.
- ۷. نقش مدیریت شهری در برندسازی
برندسازی شهری یک پروژه صرفاً تبلیغاتی نیست و نمیتواند تنها بر دوش یک دستگاه قرار گیرد.شورا و شهرداری، میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، اداره ورزش و جوانان، دستگاههای فرهنگی، فعالان اقتصادی، بخش خصوصی، رسانهها، دانشگاهها، هنرمندان و مردم محلی باید در یک ساختار هماهنگ قرار گیرند. در این میان، مدیریت شهری میتواند با تشکیل یک کارگروه تخصصی برند و گردشگری خوی، زمینه تدوین نقشه راه مشترک را فراهم کند. این کارگروه میتواند مسئولیتهایی مانند: تدوین سند برند، شناسایی و اولویتبندی ظرفیتها، طراحی تقویم رویدادها، هماهنگی دستگاهها، توسعه تبلیغات، جذب سرمایهگذار، تولید محتوای گردشگری، و ارزیابی سالانه عملکرد برند را بر عهده داشته باشد.
نتیجهگیری
خوی شهری با ظرفیتهای متعدد و متنوع است؛ شهری که تاریخ، فرهنگ، مذهب، طبیعت، ورزش، اقتصاد، صنایعدستی و شخصیتهای برجسته را همزمان در خود جای داده است. اما در جهان رقابتی گردشگری، تعداد جاذبهها به تنهایی تعیینکننده نیست؛ بلکه نحوه روایت و معرفی آنهاست که یک شهر را در ذهن مخاطب ماندگار میکند. برند شهری نیز الزاماً مجموعه تمام ظرفیتهای یک شهر نیست؛ بلکه نقطه کانونی و هویتبخش آن است؛ عنصری که میتواند سایر جاذبهها را در یک روایت مشترک گرد هم آورد. از این منظر، خوی بیش از آنکه با کمبود ظرفیت مواجه باشد، با ضرورت ساماندهی و روایتپردازی ظرفیتهای موجود روبهرو است. اگر قرار باشد برای خوی یک برند مادر انتخاب شود، باید معیاری فراتر از جذابیت صرف یک جاذبه در نظر گرفته شود. شهرت ملی و بینالمللی، اصالت تاریخی، قابلیت روایتسازی، ظرفیت تولید رویداد، توانایی تولید محتوای فرهنگی و علمی و امکان پیوند دادن سایر ظرفیتهای شهر، معیارهایی هستند که باید در این انتخاب مورد توجه قرار گیرند.
با چنین رویکردی، شمس تبریزی از ظرفیت قابل توجهی برای ایفای نقش برند مادر خوی برخوردار است؛ نه به این دلیل که سایر ظرفیتهای شهر اهمیت کمتری دارند، بلکه به این دلیل که شمس میتواند بستری برای روایت همزمان تاریخ، فرهنگ، ادبیات، هنر، عرفان، علم و رویدادهای بینالمللی فراهم کند.
در چنین منظومهای، اورین میتواند روایت طبیعت و ورزش خوی باشد؛ آشیرما روایت ورزش و میراث بومی؛ عسل و خشکبار روایت اقتصاد و سوغات؛ فرش ریزماهی روایت هنر و صنایعدستی؛ آیتالله خویی روایت علم و تشیع؛ سید بهلول روایت معنویت؛ و سایر ظرفیتها نیز هر یک بخشی از این پازل بزرگ را تکمیل کنند. بنابراین، راهبرد آینده خوی نباید صرفاً «معرفی جاذبههای شهر» باشد؛ بلکه باید به سمت «ساختن یک روایت واحد از خوی» حرکت کند.
خوی زمانی میتواند جایگاه شایسته خود را در نقشه گردشگری ایران و منطقه به دست آورد که از مرحله معرفی پراکنده ظرفیتها عبور کرده و به مرحله برندسازی هدفمند، روایتسازی مستمر، رویدادسازی، تولید محتوای حرفهای و تجربهآفرینی برای گردشگر وارد شود.
[۱] آخرین حفاری ها از قدمت ۸ هزار ساله این شهر حکایت میکند ثبت اشیاء موزه ای بیش از ۸۵۸ مورد و ۱۱۰ مورد تپه های باستان شناسی، ثبت ملی کاروانسرای شاه عباسی، نوع معماری مسجد مطلب خان ، مصالح به کار رفته در دروازه سنگی و مناره شمس تبریزی این شهر را در میان شهرهای تاریخی ایران از جایگاه انحصاری برخوردار ساخته است.
[۲] همه ساله کوهنوردانی از اقصی نقاط ایران زمین که به دنبال کسب مقام سیمرغ هستند در آرزوی فتح بام خوی و صعود به قله ۳۷۰۲ متری آن میهمان این شهر میشوند. هرچند برگزاری ۱۵ دوره همایش ملی اورین رویدادی فرهنگی – ورزشی در آخر فصل بهار سابقه قابل توجهی است اما تا به امروز ۲ دوره آن با هماهنگی فدراسیون ملی کوهنوردی اتفاق افتاده است.
[۳] تولید این محصولات (تخم آفتابگردان و کدو) در خوی بالغ بر ۶۰ هزار تن بوده و ۲۰ هزار خانوار از کشت این محصول امرار معاش می کنند. بیش از ۲ هزار نفر در خرید و فروش مشغول به کار بوده و گردش مالی این بخش اقتصادی شهر بالغ بر ۴ هزار میلیارد است. میدان خشکبار خوی با داشتن ۲۵۰ مغازه در داخل میدان و بیش از ۱۵۰ مغازه در اطراف آن رتبه نخست میدان خشکبار در ایران را از آن خود کرده است. منبع: خبرگزاری ایسنا ۲۸ فروردین ۱۴۰۳
[۴] مسئولین ورزشی این شهر با ثبت ملی کشتی آشیرما به نام خوی گام های مهمی برای شهرت و آوازه این شهر برداشته اند. این شاخه ورزشی که از سال ۱۳۹۷ در خوی برگزار می شود با برگزاری دو دوره مسابقه در سطح ملی و مستند سازی آن نهایتاً از طرف میراث فرهنگی و گردشگری در سال ۱۳۹۹ بنام خوی ثبت ملی شده است تاکنون چهار دوره مسابقات در سطح ملی در این شهر برگزار شده که آخرین بار ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ اتفاق افتاده و نفرات برگزیده این رویداد ورزشی به مسابقات بیل المللی قرقیزستان اعزام خواهند شد.
[۵] برابر جدول استخراج شده از طرف وزارتخانه متبوع ۲۲ درصد عسل تولیدی کشور به استان آذربایجان غربی تعلق دارد و از این رقم ۱۲ درصد سهم تولید شهر خوی است و حدود ۳۰۰۰ نفر بطور مستقیم در این عرصه اقتصادی مشغول به کار هستند.
[۶]تولیت شمس تبریزی با برگزاری ۸ دوره جشنواره موسیقی در سطح ملی و ۱۱ همایش علمی ملی – بین المللی و به انجام رساندن ثبت ملی این رویدادها، همچنین عقد خواهرخواندگی با قونیه، تعریف خط عرفان و عقد تفاهمنامه با بسطام در این راستا و اهتمام در ابنیه بارگاه شمس و … در معرفی این بخش از ظرفیت های خوی گام های مهمی برداشته است.
