دروازه سنگی – حامد کاظم زاده خوئی
فرهاد ارزنلو، هنرمند و خواننده خویی، از جمله هنرمندانی است که تلاش کرده موسیقی را صرفاً در چارچوب سرگرمی تعریف نکند و آن را به بستری برای بیان دغدغههای انسانی، اجتماعی و اعتقادی تبدیل کند.
نماهنگ «مُهر شکست» یکی از شناختهشدهترین آثار اوست؛ اثری که پس از آغاز جنگ غزه و عملیات طوفانالاقصی، به شکل خودجوش و با همراهی جمعی از هنرمندان تولید شد و تلاش داشت روایت سازندگان خود از تحولات فلسطین و غزه را در قالب موسیقی و تصویر بیان کند.
این اثر بعدها در جشنوارههای مختلف مورد توجه قرار گرفت و از جمله در جشنواره ملی عمار موفق به کسب رتبه نخست، فانوس جشنواره و دیپلم افتخار شد. همچنین «مُهر شکست» در جشنواره هنری بسیج آذربایجانغربی نیز رتبه نخست بخش تکآهنگ را به دست آورد.
«دروازه سنگی» در گفتوگویی اختصاصی با فرهاد ارزنلو، درباره مسیر ورود او به موسیقی، نسبت هنر و مسئولیت اجتماعی، شکلگیری «مُهر شکست»، مشکلات هنرمندان شهرستانی، وضعیت فرهنگی و هنری خوی، موسیقی آیینی و برنامههای آینده او گفتوگو کرده است.
از تصویر و فیلمسازی تا خوانندگی
دروازه سنگی: آقای ارزنلو، برای شروع از خودتان بگویید. فرهاد ارزنلو چگونه وارد دنیای موسیقی و مداحی شد؟
فرهاد ارزنلو: پیش از آنکه وارد عرصه موسیقی شوم، در حوزه تصویر، فیلمسازی و مستندسازی فعالیت داشتم. در چند مقطع این توفیق را داشتم که با دوستانم برای ساخت کلیپهای موسیقی همکاری کنم. در جریان همین همکاریها احساس کردم تجربه خوانندگی را، حتی اگر برای یک بار باشد، باید امتحان کنم.
از همانجا مسیر خوانندگی من آغاز شد و بهتدریج این تجربه جدیتر شد و ادامه پیدا کرد.
البته مداحی نیز بخش دیگری از مسیر هنری من است و آن را از سال ۱۳۸۳ آغاز کردهام.
هنر برای هنر یا هنر برای انسان؟
دروازه سنگی: چه شد که موسیقی و مداحی برای شما صرفاً یک فعالیت هنری باقی نماند و به نوعی بیان دغدغههای اجتماعی و اعتقادی تبدیل شد؟
ارزنلو: به نظر من در تمام دنیا هر قالبی از هنر برای بیان اهداف و مفاهیمی شکل میگیرد. اگر هنر نتواند پیامی را منتقل کند و صرفاً مفهوم «هنر برای هنر» را دنبال کنیم، به تعبیر من آب در هاون کوبیدن است.
هنر در واقع نشان دادن درون انسان در یک قالب زیباست. هر هنرمندی در درون خود احساسات، اعتقادات، منطق و دغدغههایی دارد و طبیعی است که این مسائل را در قالب هنری خودش ارائه کند.
من هم تلاش کردهام دغدغههای درونی خودم را در قالب هنر بیان کنم.
«مُهر شکست» چگونه متولد شد؟
دروازه سنگی: به «مُهر شکست» برسیم؛ ایده اولیه این اثر چگونه شکل گرفت؟
ارزنلو: بعد از عملیات طوفانالاقصی احساس کردیم باید نسبت خودمان را با مسئله فلسطین مشخص کنیم. به تعبیر دیگر، باید نشان میدادیم که در این مقطع از تاریخ کجا ایستادهایم.
من و گروه تصمیم گرفتیم نماهنگی تولید کنیم که در فضای رسانهای امروز و در شرایطی که به اعتقاد ما وارونه نشان دادن برخی حقایق در رسانههای غربی به یک رویه تبدیل شده، بتواند روایت ما از حقیقت و واقعیت را ارائه دهد.
البته این کار در مقایسه با تلاش و فداکاری مردان میدان نبرد و مبارزه، شاید «ران ملخی پیش سلیمان» باشد، اما به اندازه توان خودمان تلاش کردیم.
به قول شاعر:
«دست بیچاره چون به جان نرسد
چاره جز پیرهن دریدن نیست»
ما هم به اندازه وسعمان انجام دادیم؛ همین.
یک گروه پنجنفره و یک کار کاملاً خودجوش
دروازه سنگی: در تولید این نماهنگ، گروهی از هنرمندان در کنار شما قرار داشتند. درباره اعضای این گروه و نقش آنها توضیح دهید.
ارزنلو: گروه بسیار باصفا و همراهی داشتیم. آهنگسازی و تنظیم اثر را مهدی بابازاده انجام داد، شعر اثر از افشین علاء بود، تدوین را هادی عباسزاده انجام داد و غفار مصطفایی نیز به عنوان مشاور در کنار ما حضور داشت.
ما از صفر تا صد کار با مشورت این عزیزان پیش رفتیم. نکته مهم این بود که در زمان تولید بخش صوتی، حامی مالی نداشتیم و هزینههای کار را خودمان تأمین کردیم.
چرا بدون سفارش یک نهاد وارد پروژه شدید؟
دروازه سنگی: تولید «مُهر شکست» در ابتدا کاملاً خودجوش بود. چرا تصمیم گرفتید بدون سفارش یک نهاد یا مجموعه وارد چنین پروژهای شوید؟
ارزنلو: در ابتدای کار موضوع را به چند نهاد پیشنهاد دادم، اما استقبال چندانی صورت نگرفت یا میزان حمایتی که پیشنهاد میشد، پاسخگوی هزینههای تولید نبود؛ حتی گاهی به اندازه هزینه یک نوازنده هم نمیشد.
در نهایت تصمیم گرفتیم کار را خودمان جلو ببریم. بعد از اینکه بخش موسیقی تولید شد، قطعه صوتی را به سرعت در فضای رسانهای منتشر کردیم.
پس از انتشار اثر، چند نهاد برای تولید کلیپ تصویری پیشنهاد همکاری دادند و در نهایت همکاری با حوزه هنری انقلاب اسلامی قطعی شد.
مرز هنر متعهد و هنر شعاری
دروازه سنگی: شما پیشتر گفتهاید هنرمند در برابر اتفاقات جامعه مسئولیت دارد. از نگاه شما مرز میان «هنر متعهد» و «هنر شعاری» کجاست؟
ارزنلو: اجازه بدهید با یک مثال توضیح بدهم. امروز بسیاری از افراد اندیشمند، صاحبان تفکر و حتی چهرههای هنری در جهان، رژیم صهیونیستی را به دلیل جنایاتش محکوم میکنند و ابعاد جنایات این رژیم، بهویژه علیه کودکان و غیرنظامیان، برای افکار عمومی آشکار شده است.
من معتقدم هنرمند نمیتواند نسبت به چنین واقعیتهایی بیتفاوت باشد. هنرمند متعهد باید شرارت و جنایت را بشناسد و آن را روایت کند.
آیا هنر برای اثرگذاری اجتماعی باید سیاسی باشد؟
دروازه سنگی: آیا هنرمند برای اثرگذاری اجتماعی الزاماً باید وارد موضوعات سیاسی شود؟
ارزنلو: اجتماع در بسیاری از موارد با سیاست گره خورده است. حتی نیازهای ساده اجتماعی انسان، مانند معاشرت و ارتباط میان افراد، ممکن است تحت تأثیر یک تصمیم سیاسی با اختلاف و مانع مواجه شود.
اینجاست که هنرمند میتواند وارد میدان شود؛ گرهها را باز کند، مسائل را تبیین کند و حتی در مواردی نقش درمانگر اجتماعی داشته باشد.
هنر در برابر روایتهای نادرست
دروازه سنگی: «مُهر شکست» در شرایطی تولید شد که روایتهای متفاوت و گاه متضادی از وقایع غزه در رسانههای جهان منتشر میشد. نقش هنر را در مقابله با روایتهای نادرست چگونه ارزیابی میکنید؟
ارزنلو: اینجا نقش هنر و هنرمند متعهد خودش را نشان میدهد.
گاهی ممکن است سلیقه هنرمند با یک واقعه یا موضوع همسو نباشد، اما هنرمند متعهد باید حقیقت را بیان کند، حتی اگر آن حقیقت کاملاً مطابق سلیقه شخصی او نباشد.
اگر هنرمند با واقعبینی و حقیقتبینی به مسائل نگاه کند، بسیاری از آسیبها و ابتذالهایی که امروز در عرصه هنر شاهد هستیم، کاهش پیدا میکند. بخشی از این ابتذال ناشی از نگاهها و تشخیصهای نادرست است.
«جهاد تبیین» با زبان هنر
دروازه سنگی: درباره «جهاد تبیین به زبان هنر» سخن گفته شده است. هنر تا چه اندازه میتواند در تبیین واقعیتها و شکلدهی افکار عمومی مؤثر باشد؟
ارزنلو: متأسفانه امروز در دنیایی زندگی میکنیم که فرم، اهمیت بیشتری از محتوا پیدا کرده است. محتوای قوی به فرم قوی نیاز دارد و فرم قوی نیز به حامی قوی.
بهتر است درباره بخش دیگر ماجرا سکوت کنم.
اگر دوباره «مُهر شکست» را بسازید، چه چیزی تغییر میکند؟
دروازه سنگی: اگر امروز بخواهید «مُهر شکست» را دوباره تولید کنید، آیا چیزی را تغییر میدهید؟
ارزنلو: در اصل اثر، نه. اما اگر حامی مالی بهتر و بیشتری داشتم، قطعاً میتوانستم در بخشهایی تغییراتی ایجاد کنم و کیفیت اثر را ارتقا بدهم.
اخلاص؛ عامل موفقیت یک اثر
دروازه سنگی: اعضای گروه به شکل جهادی پای کار آمدند. این روحیه همکاری را چقدر در موفقیت پروژه مؤثر میدانید؟
ارزنلو: بسیار زیاد.
به اعتقاد من یکی از مهمترین عواملی که باعث شد «مُهر شکست» دیده شود و در جشنوارههای کشوری و استانی موفقیتهایی به دست آورد، اخلاص و روحیه جهادی اعضای این گروه بود.
وقتی گروهی بدون نگاه صرفاً مادی و با اعتقاد به کاری که انجام میدهد وارد میدان شود، نتیجه متفاوت خواهد بود.
از یک کار خودجوش تا پخش در شبکههای تلویزیونی
دروازه سنگی: بازخورد مخاطبان نسبت به «مُهر شکست» چگونه بود؟ آیا واکنشها مطابق پیشبینی شما بود؟
ارزنلو: واقعیت این است که ما اصلاً به چنین بازخوردی فکر نمیکردیم. برای ما اجرای کار مهمتر از بازخورد آن بود و انتظار نداشتیم اثر به این شکل منتشر و دیده شود.
اما بعد از انتشار قطعه صوتی در فضای مجازی، بازخوردهای بسیار جالب و گاهی عجیب دریافت کردیم.
پس از آن، شبکههای مختلف تلویزیونی نیز برای پخش اثر با ما ارتباط گرفتند و در نهایت قطعه در شبکههای مختلف تلویزیونی پخش شد و در فضای مجازی نیز مورد استقبال قرار گرفت.
رتبه نخست در جشنواره هنری بسیج
دروازه سنگی: در جشنوارههای هنری بسیج آذربایجانغربی نیز در بخش تکآهنگ موفق به کسب رتبه نخست شدید. این موفقیت چه معنایی برای شما داشت؟
ارزنلو: این جشنواره مرحله کشوری هم داشت و ما در مرحله استانی رتبه نخست را کسب کردیم و به مرحله کشوری راه یافتیم.
متأسفانه به دلایلی که فعلاً نمیتوانم درباره آنها صحبت کنم، امکان حضور در مرحله کشوری برای من فراهم نشد.
اما مسئلهای که برایم قابل تأمل بود این است که با وجود کسب رتبه نخست استان و راهیابی به مرحله کشوری، در شهرستان خودمان تقریباً هیچیک از مسئولان در جریان این موفقیت نبودند.
«مُهر شکست» و فانوس جشنواره عمار
دروازه سنگی: این اثر در جشنواره ملی عمار نیز موفقیت مهمی کسب کرد. درباره این اتفاق بگویید.
ارزنلو: «مُهر شکست» در جشنواره ملی عمار موفق به کسب رتبه نخست، فانوس جشنواره و دیپلم افتخار شد.
از شبکههای مختلف، بهویژه شبکه خبر و شبکه استانی، بارها برای گفتوگو و معرفی اثر دعوت شدم؛ اما متأسفانه در شهرستان خوی باز هم واکنش قابل توجهی از سوی مسئولان ندیدم.
با این حال، من همچنان معتقدم جشنوارههای هنری میتوانند جریانساز باشند و به تولید آثار جدید و کشف استعدادهای هنری کمک کنند.
آیا جشنوارهها استعدادهای شهرستانی را میبینند؟
دروازه سنگی: به نظر شما جشنوارههای هنری تا چه اندازه میتوانند به معرفی استعدادهای شهرستانها، بهویژه هنرمندان خوی، کمک کنند؟
ارزنلو: جشنوارهها در سطح ملی و استانی ظرفیت بسیار خوبی دارند؛ اما درباره خوی باید بگویم فعلاً تقریباً هیچ.
به نظر میرسد اهمیت دیده شدن نام خوی، این شهر تاریخی و فرهنگی، در عرصه هنر چندان مورد توجه نیست.
من معتقدم جشنوارههای هنری میتوانند جریانساز باشند، اما برای اینکه این ظرفیت به نتیجه برسد، باید در شهرستان نیز زمینه حمایت، معرفی و استمرار فعالیت هنرمندان فراهم شود.
مطالبهای که سالها بیپاسخ مانده است
دروازه سنگی: مهمترین مطالبه شما از مسئولان فرهنگی خوی چیست؟
ارزنلو: مطالبه زمانی باید صورت بگیرد که امیدی به اثرگذاری آن وجود داشته باشد.
ما در خوی بارها مطالبه کردهایم؛ حتی در سطح استان، سالیان سال این موضوعات را مطرح کردهایم، اما متأسفانه اثر چندانی نداشته است.
به اعتقاد من نگاه برخی مسئولان نسبت به هنر و هنرمندان باید تغییر کند.
مهاجرت؛ راه پیشرفت یا از دست دادن ریشهها؟
دروازه سنگی: آیا هنرمندان شهرستانی برای دیده شدن مجبورند به تهران یا مراکز استانها مهاجرت کنند؟
ارزنلو: در نگاه اول، بله. برای پیشرفت شخصی هنرمند، حضور در مراکز بزرگتر میتواند یک ضرورت باشد.
اما اگر هدف، اثرگذاری خود اثر هنری باشد، ماندن هم اهمیت پیدا میکند.
در نهایت همه چیز به این بستگی دارد که هنرمند، پیشرفت شخصی خودش را ملاک قرار دهد یا اثرگذاری و تأثیرگذاری اثرش را.
خوی در یک «فرونشست تاریخی» هنری
دروازه سنگی: اگر بخواهید وضعیت امروز موسیقی و فعالیت هنرمندان جوان خوی را ارزیابی کنید، مهمترین فرصت و مهمترین تهدید را چه میدانید؟
ارزنلو: مهمترین فرصت، شرایط و اوضاع حاکم بر کشور است؛ زیرا هنرمند در مواقع بحران میتواند نقش مهمی داشته باشد. هنر میتواند تسکیندهنده، امیدآفرین، درمانگر و انگیزهبخش باشد.
اما درباره خوی باید صریح بگویم که ما در یک نوع «فرونشست تاریخی» از لحاظ هنری قرار گرفتهایم.
وقتی هنرمند احساس کند کاری که انجام میدهد دیده نمیشود، حمایت نمیشود و اثری بر فضای فرهنگی شهر ندارد، طبیعی است که انگیزهاش برای تولید کاهش پیدا کند.
موسیقی و مداحی؛ دو مسیر با یک هدف
دروازه سنگی: مداحی اهلبیت(ع) نیز بخش مهمی از فعالیت شماست. این مسیر چه ارتباطی با فعالیت موسیقایی شما دارد؟
ارزنلو: مداحی اهلبیت(ع) نیز یک هنر است. من مداحی را از سال ۱۳۸۳ آغاز کردم.
موسیقیای که من در آن فعالیت میکنم، منافاتی با مداحی ندارد؛ زیرا به اعتقاد من هر دو میتوانند یک هدف را دنبال کنند و آن، استفاده از هنر برای انتقال پیام و تأثیرگذاری بر مخاطب است.
ظرفیت موسیقی آیینی برای مسائل امروز
دروازه سنگی: آیا میتوان از ظرفیت موسیقی آیینی و مذهبی برای بیان مسائل اجتماعی و فرهنگی روز نیز استفاده کرد؟
ارزنلو: قطعاً.
اگر به تاریخ نگاه کنیم، میبینیم موسیقی در عرصههای مختلف نقشآفرینی کرده است؛ گاهی مثبت و گاهی منفی.
یکی از نمونههای روشن، دوران دفاع مقدس است که موسیقی توانست در ایجاد روحیه، انگیزه و انتقال مفاهیم نقش مهمی ایفا کند.
بنابراین موسیقی آیینی و مذهبی نیز میتواند با زبان امروز با جامعه ارتباط برقرار کند.
پروژههای جدید برای فلسطین و قدس
دروازه سنگی: پیشتر از تولید آثار دیگری با موضوع فلسطین و آزادی قدس سخن گفته بودید. آیا این پروژهها همچنان در دستور کار شما قرار دارند؟
ارزنلو: قطعاً و یقیناً.
این موضوع همچنان در برنامه من قرار دارد و در حال پیگیری آن هستم. البته برای تولید آثار جدید، نیازمند حمایت مالی هستم و در حال پیدا کردن حامی برای این پروژهها هستم.
اثر بعدی؛ روایتی احساسی از یک «قائد شهید»
دروازه سنگی: اگر بخواهید اثر بعدی خود را در یک جمله برای مخاطبان معرفی کنید، چه خواهید گفت؟
ارزنلو: اثر بعدی من یک کار احساسی و تبیینی درباره «قائد شهیدمان» خواهد بود.
خواننده، مداح یا هنرمندی که حرفی برای گفتن دارد؟
دروازه سنگی: و در پایان؛ فرهاد ارزنلو دوست دارد چند سال بعد با چه عنوانی شناخته شود؛ خواننده، مداح، آهنگساز، کارگردان یا هنرمندی که حرفی برای گفتن دارد؟
ارزنلو: واقعاً این موضوع برای من خیلی مهم نیست.
آنچه اهمیت دارد این است که هر اثری را با هر هدفی که تولید میکنم، بتواند مؤثر باشد و نقشی در اعتلای فرهنگ ولایت و تمدن نوین اسلامی داشته باشد.
عنوان برای من اهمیت چندانی ندارد؛ اثرگذاری مهم است.
سخن پایانی
مسیر هنری فرهاد ارزنلو، دستکم آنگونه که خودش روایت میکند، مسیری میان تصویر، موسیقی، مداحی، دغدغه اجتماعی و باورهای اعتقادی است؛ مسیری که در آن، هنر نه صرفاً ابزاری برای سرگرمی، بلکه وسیلهای برای روایت، تبیین و اثرگذاری تعریف میشود.
«مُهر شکست» نیز در همین چارچوب شکل گرفت؛ اثری که بنا بر روایت سازندگانش، از یک ایده خودجوش و بدون پشتوانه مالی آغاز شد، با همراهی جمعی از هنرمندان به سرانجام رسید و در ادامه توانست در جشنوارههای مختلف مورد توجه قرار گیرد.
شاید مهمترین نکته در سخنان این هنرمند خویی، تأکید مداوم بر مفهوم اثرگذاری باشد؛ اینکه هنر زمانی میتواند ماندگار شود که از مرز تکنیک عبور کند و با انسان، جامعه و دغدغههای زمانه ارتباط برقرار کند.
در نهایت، فرهاد ارزنلو را میتوان بخشی از نسلی از هنرمندان جوان شهرستانی دانست که تلاش میکنند میان هنر و دغدغههای اجتماعی خود پلی ایجاد کنند؛ نسلی که معتقد است میتوان با موسیقی، تصویر و کلام، روایت دیگری از جهان ارائه کرد و از ظرفیت هنر برای بیان حقیقت بهره گرفت.
شاید ماندگارترین بخش این مسیر نیز نه یک جایزه، نه یک عنوان و نه حتی یک اثر خاص، بلکه همین تلاش برای یافتن جایگاه هنر در میان انسان، جامعه و حقیقت باشد.
