دروازه سنگی – اسفندیار سپهری
بانوی خویی با چادر و مقنعه مشکی، پشت فرمان تاکسی شهری در اورمیه.
این عنوان گزارش و مصاحبه ای است که در یکی از روزهای گرم تابستان با خانم زهرا سپه فر مادر دو فرزند صورت گرفت . بانویی خوش اخلاق و خوش برخورد با ملغمه ای از ادب و معرفت و نزاکت که با رویی گشاده دعوت ما را برای انجام گفتگو پذیرفت. بانوی ۴۵ ساله اهل خوی که وارد بازار کار شده و دوشادوش همسر خویش ضمن اینکه به عنوان یک راننده متبحر و خوش فرمان در بخش ناوگان مسافرین داخل شهر به نقل و انتقال مسافرین پرداخته و خدمتی با ارزش را ارائه می دهد، در تأمین هزینه های زندگی خانواده چهار نفری هم سهم شایسته ای ایفاء می نماید.
کم نیستند چنین بانوان سرافرازی که در جامعه چند میلیونی متکثر کشور با رنگین کمانی از فرهنگها، زبانها، مذاهب و قومیتها و در سایه سنگین نگرشهای متفاوت و بعضا تنگ نظرانه و متعصبانه جامعه، متواضعانه و مشفقانه در خدمت آحاد جامعه بوده، امرار معاش کرده و در قامت همیار و همراه همسران و اعضای خانواده خویش در مسیر پرمشقت زندگی، مسئولیت تأمین بخشی از مخارج و هزینه های سرسام آور زندگی را در این وانفسای اقتصادی کشور بر عهده گرفته اند. بدون شک تقدیر از چنین بانوان و حمایت همه جانبه از چنین تلاشگرانی وظیفه همه مردم و بخصوص مسئولین کشوری و استانی و شهری می باشد.
زهرا سپه فر اصالتا اهل شهرستان خوی، متأهل و مادر دو فرزند پسر و با تحصیلات دیپلم متوسطه؛ بانویی که همزمان با وظیفه مادری و همسری، پشت فرمان تاکسی شهری هم به خدمت رسانی به شهروندان اورموی مشغول می باشند. وی چند سال بعد از ازدواج با همسر ماکویی خویش، در سال۱۳۸۰ از خوی به اورمیه نقل مکان کرد و در این شهر ساکن شد . هزینه های زندگی از یک سو و داشتن علاقه به فعالیت در زمینه اقتصادی از دیگر سو او را به کار و تلاش و کسب درآمد به بازار کشاند. ابتدا با اجاره مغازه ای در یکی از مناطق اورمیه، به فروش و عرضه روسری همت گماشت و بعد از مدتی به فروش پوشاک و البسه روی آورد. او چند سالی را در این عرصه سپری کرد تا اینکه عشق و علاقه اش به رانندگی که از سالها قبل در اعماق وجودش ریشه کرده و آرزوی نشستن پشت فرمان خودرو در کسوت یک راننده، در ذهن و قلبش جا خوش کرده بود عاقبت به حقیقت پیوست و او را در پشت فرمان پژو تاکسی زرد رنگ به خیابانهای پرترافیک اورمیه کشاند تا بخشی از خلأ بزرگی که در بخش حمل و نقل مسافر درون شهری در حوزه زنان احساس می شد را پر نماید.
گزارشی که در پی می آید حاصل گفتگوی یک ساعته با ایشان به عنوان یکی از بانوان راننده ساکن شهرستان اورمیه است که در زمینه خدمات مسافری شهری فعالیت می نماید.
خانم سپه فر ضمن تشکر و قدردانی از اینکه دعوت ما را در این روز تابستانی گرم پذیرفتید ابتدا بفرمایید چه عامل و انگیزه ای سبب شد که شما در بین این همه شغل، به حرفه حساس و سخت رانندگی تاکسی شهری روی بیاورید؟ لطفا داستان ورودتان به عرصه رانندگی را بیان بفرمایید.
خواهش می کنم . قبل از هرچیز از اینکه این فرصت را در اختیار بنده گذاشتید تا از طریق رسانه مطالبی را در زمینه شغلی و صنفی خدمت مردم و مسئولین محترم ارائه نمایم تشکر می کنم . راستش من از دوران نوجوانی و جوانی علاقه خاصی به رانندگی داشتم و بعد از دریافت گواهی رانندگی از سالها قبل پشت فرمان خودرو نشستم اما حدود یک و نیم سال می باشد که بعد از اخذ مجوز از تاکسیرانی اورمیه به عنوان راننده تاکسی در خدمت شهروندان عزیز هستم.
قبل از ورود به شغل رانندگی چه حرفه ای داشتید و از چه سالی و چگونه وارد شغل فعلی شدید؟
بعد از اینکه از خوی به اورمیه نقل مکان کردیم و در این شهر ساکن شدیم ابتدا مغازه روسری فروشی باز کردم و مدتی در این صنف مشغول شدم . بعد با تغییر مکان مغازه نوع فعالیت را هم عوض کردم و به شغل فروش پوشاک و البسه روی آوردم و چندین سال هم در این عرصه فعالیت نمودم اما عشق و علاقه ای که به رانندگی داشتم مرا واداشت تا با مشورت همسر و خانواده ام به سمت رانندگی تاکسی روی بیاورم .
قبل از اینکه بپردازیم به واکنش مردم،واکنش اعضای خانواده خودتان در قبال انتخاب چنین شغلی چگونه بود؟
شاید تعجب کنید وقتی این موضوع را با همسرم در میان گذاشتم ایشان نه تنها مخالفتی با این شغل نکرد بلکه ضمن تشویق توصیه های لازم را نمود .
خانواده پدری چطور؟ آیا آنها هم مخالف این شغل بودند؟
نه ایشان هم مخالفتی نکردند بویژه وقتی متوجه شدند که همسرم نه تنها مخالف این شغل نیست بلکه تشویق هم می کند بنابراین آنها هم هیچگونه مخالفتی نکردند .
با توجه به اینکه در قامت یک بانو برای اخذ مجوز فعالیت به امور تاکسیرانی اورمیه مراجعه کردید واکنش مسئولین تاکسیرانی و سایر مسئولین مرتبط چگونه بود و آیا مشکل یا پیچیدگی خاصی را مشاهده کردید؟
واکنش خاصی نداشتند و بطور عادی امور مربوط به صدور مجوز را به انجام رساندند. در زمینه اخذ مجوز و دریافت کارت بهداشت و اخذ نتایج آزمایش ها هم نهایت همکاری و تلاش را کردند. با توجه به اینکه تعدادی از کارکنان واحد تاکسیرانی اورمیه را خانمها تشکیل می دهند ضمن اینکه ابراز خوشحالی نمودند، بر ضرورت حضور بانوان در این صنف صحه گذاشته و تأکید می کردند که با توجه به جمعیت بالای شهر و نبود راننده خانم، حضور امثال اینجانب در این شغل بسیار ضروری و مورد نیاز جامعه می باشد.
زمانی که برای اولین بار پشت فرمان تاکسی نشستید، واکنش مردم چگونه بود و چه استقبالی از این شغل می کردند؟
نگاهها و نگرش مردم عادی جامعه چگونه بود و خود شما چه ارزیابی از این واکنشها دارید؟
با توجه به اینکه حضور خانم ها در این صنف هنوز به نقطه مطلوب نرسیده و خانمها بنا به دلایل متعددی خیلی به ندرت وارد این این شغل می شوند، واکنش مردم بسیار متفاوت است.برخی تشویق می کردند و برخی هم با نگاه منتقدانه و معترضانه برخورد می کردند. مثلا خانمها خیلی خوشحال بودند که حداقل در این شهر یک میلیون نفری خانمی پیدا شده که راننده تاکسی شده و موجب آسایش خاطر مسافرین خانم شده است . برخی آقایان هم مثل این خانمها تشویق می کردند و می گفتند درود بر غیرت شما که این شغل به ظاهر مردانه را قبول کرده اید و در پی امرار معاش هستید و کاش بقیه خانمها هم از شما الگو می گرفتند. جالب اینکه به هنگامی که کنار آقایان ترمز می کردم تا سوار تاکسی شوند برخی تصور می کردند که این تاکسی ویژه بانوان می باشند و آنها اجازه نشستن ندارند و با اکراه سوار می شدند بخصوص صندلی جلو. اما وقتی به ایشان می گفتم مگر در مسافرکشی تاکسی هم نگاه جنسیتی داریم که اینگونه تصور می کنید متقاعد می شدند و می گفتند که برداشتشان اشتباه بوده است. البته بودند و هستند برخی آقایانی که با تعصب مردسالارانه طعنه هایی می زنند و می گویند، وظیفه خانمها، خانه داری و حضور در آشپزخانه است و این شغل مخصوص آقایان است و … به هرحال در یک جامعه متکثر، نگاهها و نگرشها هم بسیار متفاوت است اما در طول این یک سال و نیمی که پشت فرمان تاکسی نشسته ام به این واکنشها عادت کرده ام. به یک مورد دیگر هم اشاره بکنم . از آنجاییکه اشخاصی با سطح تحصیلات، عقاید، شغلهای، سنین و جنس های متفاوتی سوار تاکسی می شوند، هرکدام حکایت و داستان خاصی از زندگی خودشان مطرح می کنند و به نوعی این تاکسی محلی برای روایت مسائل و مشکلات و موفقیتها و شکستهای زندگی اشخاص هم شده است و میتوان درسهای متفاوتی گرفت.
آیا شده برخی از مردم با طعنه یا رفتار ناخوشایند با شما رفتار کنند؟
بله شده اما در حد جزئی. غیر از برخی مردانی که به عنوان مسافر سوار تاکسی می شدند و با نگاه مردسالارانه با بنده و شغلم برخورد می کردند، تعداد اندکی از رانندگان تاکسی مرد هم با طعنه و کنایه بخصوص در ایستگاههای تاکسی برخورد می کنند و گاهی هم با حرفهای نیش دار و ناراحت کننده . اما چنین رفتارهای ناخوشایندی ممکن است در هر صنف و شغلی باشد و با توجه به فرهنگ حاکم بر جامعه، چنین رفتارهایی شاید امری طبیعی باشد.
آیا غیر از شما بانوان دیگری هم وارد این عرصه شده اند و حدودا چند نفر در این شغل فعالیت می کنند؟
بله هست ولی در مقایسه با تعداد مردان بسیار کم می باشد. البته بعد از اینکه وارد شغل رانندگی تاکسی شدم همین حضور من در این صنف باعث تشویق و ترغیب برخی خانمها شده است و اینک شاید هفت هشت نفر در همین اورمیه مشغول ارائه خدمات مسافری با تاکسی شهری هستند.
روزی چند ساعت پشت فرمان هستید و آیا در زمینه سرویس مدارس یا ادارات هم فعالیت می کنید؟
معمولا از ساعت ۷ صبح از منزل خارج می شوم و تا عصرهنگام مشغول کار هستم . البته در میانه ظهر به منزل مراجعه می کنم و کارهای خانه مثل آماده کردن ناهار را انجام می دهم و بعد از حدود ساعت سه مجددا به کار ادامه می دهم. البته غیر از اینکه بطور آزاد در حمل و نقل مسافرین شهر فعالیت می کنم، در کنار آن در سرویس مدارس یا سرویسهای اختصاصی هم فعالیت می کنم . برخی مواقع مسافرین ثابت و خاص را دارم که در ساعاتی خاصی از روز به نقل و انتقال آنها می پردازم.
آیا با توجه به هزینه های بالای استهلاک و تعمیرات و نگهداری خودرو از یک سو و هزینه های بالای زندگی از سوی دیگر، از درآمدی که از این طریق بدست می آورید راضی هستید؟
بله خیلی راضی هستم و خدا را شکر می کنم . البته چون همسر بنده هم شاغل هستند، حضور من در این شغل با توجه به هزینه های بسیار بالای زندگی که از عهده یک نفر خارج می باشد، به عنوان تأمین کننده بخشی از هزینه ها به نوعی کمکی برای جبران هزینه های زندگی خانواده چهار نفری و همچنین مخارج ماشین می باشد .
خانم سپه فر تا چه حد از این شغل احساس رضایت دارید و با توجه به اینکه نیمی از افراد جامعه را بانوان تشکیل می دهندآیا به بانوان دیگر هم توصیه می کنید وارد این حرفه شده و ارائه خدمت نمایند ؟
خیلی راضی هستم و احسای رضایت دارم چرا که همانطوری که قبلا گفتم من از همان دوران نوجوانی و جوانی عاشق رانندگی بودم و الان هم که به آرزوی خود رسیده ام بیش از پیش احساس رضایت دارم و به این شغلم افتخار می کنم. از این بابت که توانسته ام در کنار همسرم به عنوان یک شهروند و هموطن در خدمت همشریان عزیز بخصوص خانمها باشم. اما توصیه من به بقیه خانمها این است که اگر علاقه به رانندگی دارند و یا در سایر شغلها امکان فعالیت ندارند، این شغل بهترین موقعیت برای کسب درآمد و امرار معاش می باشد و می توانند بدون دغدغه بعد از اخذ مجوز، وارد این عرصه شوند.
از مخاطرات و تلخی و شیرینی های این شغل بگویید و اگر خاطراتی در طول انجام این شغل دارید یک خاطره شیرین و یک خاطره تلخ را بازگو بفرمایید.
هرشغلی طبیعتا مخاطرات خاص خودش را دارد و دارای خاطرات تلخ و شیرین هم می باشد. شغل رانندگی هم مسلما فارغ از این امر نیست و با مخاطرات متعددی نظیر تصادف، تصادم و … مواجه می باشد. در یکی از روزهای برفی زمستان و در یکی از مسیرها، به دلیل اینکه مامورین شهرداری تکه های بزرگ یخ و برف را وسط خیابان انداخته بودند، همین عامل سبب تصادف اینجانب با خودروی تندر و منجر به ایراد خسارت به خودروی ایشان و اینجانب شد. هرچند به لحاظ قانونی شهرداری مقصر حادثه بود و راننده تندر هم متوجه این قصور شهرداری بود، بعد از برخورد، خودروها را کنار کشیدیم و راننده تندر که آقایی مسن بود با اطلاع از اینکه مقصر اصلی حادثه شهرداری می باشد، نه تنها تندخویی نکرده و واکنش ناراحت کننده ای از خود نشان ندادند بلکه همینکه متوجه شدند راننده تاکسی من می باشم، با مهربانی و با رفتار مؤدب آمیز برخورد کردند و علیرغم اینکه می بایست شهرداری خسارت ایشان و همچنین اینجانب را پرداخت می نمود ولی بنده خسارتی که به خودروی ایشان وارد آمده بود را پرداخت کردم. من هم علیرغم اینکه خسارتی در حدود ده میلیون تومان متحمل شدم اما از رفتاری که ایشان نسبت به من داشتند تلخی این حادثه را در کام من شیرین کرد و متوجه شدم که در این جامعه هستند کسانی مثل این شهروند که علیرغم خسارتی که دیدند اما با احترام و ادب با یک راننده خانم رفتار می کنند.
خیلی جالب شد . در این موردی که نقل کردید هم از مخاطرات رانندگی گفتید هم خاطره تلخ و شیرین را یک جا نقل کردید.
به عنوان یک راننده تاکسی بفرمایید آیا با مسائل فنی خودرو هم آشنایی دارید و اگر در حین انجام خدمت مشکلی برای خودرو به لحاظ فنی پیش بیاید آیا به راحتی می توانید مشکل را برطرف کنید یا به دنبال مکانیک و تعمیرکار خودرو می روید؟
خیلی جزئی. اگر مشکل جزئی باشه خودم حل می کنم ولی اگر مشکل خاصی پیش بیاید که نیازمند مکانیک باشد در آن صورت معمولا از همسرم کمک می گیرم و با ایشان تماس می گیرم تا بیایند و خودرو را پیش مکانیک ببرند.
نظر شما در خصوص بانوانی که بنا به دلایلی وارد صنف رانندگی اینترنتی مثل اسنپ، ماکسیم، تپسی یا تاکسی تلفنی ها می شوند چیست و به نظر شما چه تفاوتی بین صنف شما و این صنفها وجود دارد؟
به موضوع خوب و مهمی اشاره کردید. بله حتما تفاوتهایی بین این نوع رانندگی با رانندگی در اسنپ و ماکسیم بقیه وجود دارد. اولا کسانی که می خواهند وارد عرصه رانندگی تاکسی شهری بشوند باید دارای شرایطی مثل متأهل بودن، عدم اعتیاد به مواد مخدر، داشتن کارت سلامت، اجازه همسر و سایر شرایط مندرج در قانون تاکسیرانی باشند و اگر فردی مطلّقه یا فاقد اذن شوهر یا خدایی نکرده معتاد به مواد مخدر باشد اصلا نمی تواند مجوز رانندگی با تاکسی شهری یا به عبارتی کارت تاکسیرانی دریافت کند؛ ولی متأسفانه این موضوع در شرکتهای خدمات مسافری مثل اسنپ و سایرین رعایت نمی شود و هر فردی می تواند وارد این عرصه شود و به نظر من کار پرمخاطره ای می باشد. دوم اینکه امنیتی که در تاکسی شهری وجود دارد در اینگونه شرکتها وجود ندارد و بخصوص با توجه به مسائل و مشکلات متعددی که در طول سالهای گذشته بوجود آمده به نظر می رسد مردم و بخصوص زنان با احتیاط از اینگونه سیستمهای حمل و نقل استفاده می کنند . سوم نوع پوشش می باشد که در تاکسی های شهری خانمها موظف به رعایت نحوه پوشش و حجاب می باشند ولی در اسنپ و بقیه چنین الزامی وجود ندارد .
خانم سپه فر احتمالا اطلاع دارید که در برخی از استانهای کشور بانوانی داریم که علاوه بر اشتغال در کسوت راننده تاکسی،در بخش حمل و نقل مسافر و کالا در بخش جاده ای کشور مثل اتوبوس و تریلی و کامیون هم فعال می باشند به عنوان یک بانوی راننده تاکسی در این خصوص نظرتان چیست و آیا در استان ما هم در این زمینه احساس نیاز می کنید؟ در این خصوص چه پیشنهاد و توصیه ای به زنان علاقمند و مسئولین مربوطه دارید؟
به نظر من خانمها هم صد در صد توانایی حضور در سیستم حمل و نقل برون شهری و حتی کامیون و تریلی برای حمل بار را دارند و می توانند پشت فرمان اتوبوس مسافربری هم بنشینند و نسبت به جابجایی مسافرین اقدام کنند و من خودم هم آرزوی آن را دارم . این موضوع کار بسیار جالب و خارق العاده ای است و واقعا مورد نیاز جامعه می باشد و بخصوص برای راحتی مسافرت بین شهری یا بین استانی بانوان قدم بسیار ارزشمندی است و امیدوارم در استان ما هم زنانی پیدا شوند که به عنوان راننده اتوبوس و تریلی، اقدام به جابجایی مسافر و کالا بنمایند. خود من هم علاقه بسیاری برای چنین شغلی دارم و امیدوارم روزی به این خواسته برسم.
انتظار شما از مسئولین تاکسیرانی و سایر مسئولین مرتبط چیست و چه خواسته ای از این مسئولین دارید؟
اولین خواسته من از اداره راهنمایی و رانندگی شهرمان می باشد که برخی مواقع بخاطر رفاه و آسایش مسافرین بخصوص پیران و سالخوردگان و بیماران و کودکان دانش آموز مجبور هستیم در جاهایی که پارک یا ایست ممنوع می باشد اقدام به سوار یا پیاده کردن مسافرین بکنیم و بلافاصله با جرائم رانندگی مواجه می شویم که پرداخت آن در این شرایط اقتصادی برای ما رانندگان تاکسی سخت می باشد و به همین خاطر از افسران محترم راهنمایی و رانندگی می خواهم به این نکته دقت کنند و از ثبت جریمه امتناع کنند.
دومین خواسته من به عنوان راننده تاکسی شهری از اداره تاکسیرانی می باشد و آن اینکه با توجه به بالا بودن نرخ قطعات خودرو در بازار، تمهیداتی اتخاذ کنند تا بتوانیم با نرخ دولتی اقدام به خرید قطعات و لاستیک و سایر ملزومات خوردوی تاکسی کنیم.
اما یکی از مهمترین مشکلاتی که در زمینه ارائه خدمات به مسافرین داریم مشکل پول خرد می باشد که در برخی مواقع موجب بروز جر و بحث بین ما و برخی مسافرین می گردد . خواسته ما از تاکسیرانی و شورای نرخگذاری تاکسی تجدید نظر در نحوه نرخگذاری و رند کردن این نرخ می باشد تا این امر که گاهی به برخی رفتارهای ناهنجار از سوی طرفین می انجامد مرتفع گردد.
موضوع بعدی عدم تخصیص و تحویل دستگاههای پوز به تاکسی ها می باشد که علیرغم مصوبات و قولهایی که مسئولین امر داده اند این امر هنوز عملیاتی نشده و اگر این کار صورت پذیرد بخش بزرگی از مشکل پرداخت کرایه ها حل خواهد شد .
تخصیص وامهای کم بهره و با اقساط طویل المدت یکی دیگر از خواسته های اینجانب می باشد که در صورت عملیاتی شدن می تواند بخشی از مشکلات مالی رانندگان تاکسی را حل نموده و آنان را در ارائه خدمات بهتر ترغیب نماید.
راه اندازی صندوق حمایت از رانندگان تاکسی با پشتیبانی مالی شهرداری و تاکسیرانی و عضویت همه رانندگان تاکسی با پرداخت نازل ترین حق عضویت و افتتاح حساب در یکی از بانکهای قرض الحسنه مثل بانک قرض الحسنه مهر ایران یا بانک رسالت و یا کارآفرینی و انعقاد تفاهم نامه بین تاکسیرانی و شهرداری با این بانکها با هدف پرداخت تسهیلات کم بهره می تواند در کاهش مشکلات مالی رانندگان یا نوسازی و بهسازی ناوگان تاکسیرانی کلانشهر ارومیه و حتی سایر شهرها نقش بزرگ و مهمی ایفا نماید.
طراحی و تهیه لباسهای فرم مردانه و زنانه ویژه رانندگان تاکسی و تأکید بر رعایت بهداشت فردی و استفاده از این لباسها در طول روز می تواند نظم و انضباط خاصی را به پرسنل کوشای خطوط تاکسیرانی بخشیده و به ارائه خدمات با کیفیت تری به شهروندان منجر گردد.
تصویب روزی در تقویم شهرداری تحت عنوان روز رانندگان تاکسی و خطوط واحد با هدف ارج نهادن به زحمات شبانه روزی رانندگان خطوط شهری اعم از تاکسی و اتوبوس (شهری و بین شهری) از سوی اعضای شورای شهر ارومیه و شهرستانها و برگزاری مراسم ویژه و انتخاب رانندگان نمونه در ارائه خدمات و رعایت ضوابط و مقررات با هدف ایجاد نشاط و افزایش انگیزه و قدردانی از زحمات این عزیزان
رمز و راز موفقیت شما در این شغل چه می باشد و در جهت سهولت ورود بیشتر بانوان به این صنف، چه راهکارها و پیشنهاداتی دارید؟
مهمترین راز موفقیت من در این عرصه اعتماد و صداقت از جانب همسرم می باشد . چرا که وقتی از صبح از منزل به عنوان خانم راننده تاکسی خارج می شوم و وارد عرصه خدمت رسانی به شهروندان می شوم اگر بین من و همسرم اعتماد نباشد مسلما نخواهم توانست در این عرصه موفقیت لازم را کسب کنم . از اینرو مهمترین رمز موفقیت من در این عرصه اعتماد همسرم به من و در مرحله بعدی عشق و علاقه به این حرفه می باشد. از اینرو به بانوان و خانمهایی که علاقمند به ورود به این حرفه هستند توصیه می کنم با مشورت و کسب موافقت همسران خویش و با رعایت همه جوانب امر وارد این شغل بشوند و اصلا هم نگران نباشند و استرس هم نداشته باشند. به نظر من باید این تابو و تعصب کورکورانه را شکست که زنان نمی توانند پشت فرمان تاکسی شهری بنشینند یا به سمت سایر شغلهایی که به ظاهر جنبه مردانگی پیدا کرده اند سوق پیدا کنند. خوشبختانه زنان ما این قدرت و توانایی را دارند که در اکثر شغلها به غیر از برخی شغلهای سخت دوشادوش مردان به کار و فعالیت و تولید درآمد بپردازند و امرار معاش کنند و صاحل شغل پایدار شوند.
در این دنیای دیجیتالی و عصر اینترنت، میانه شما با رسانه ها و فضای مجازی چگونه می باشد و آیا بین شغلی که دارید با شبکه های اجتماعی فعال در فضای مجازی ارتباط برقرار کرده اید ؟
البته در زمان فراغت و وقتی که در منزل هستم مثل بقیه مردم وارد فضای مجازی می شوم و از مطالب مفید و ارزنده شبکه های اجتماعی بهره مند می شوم؛ اما نخواسته ام بین شغلم و فضای مجازی ارتباطی برقرار کنم یا مثلا در اینستاگرام، تلگرام یا سایر شبکه های اجتماعی خودم یا شغلم را مطرح یا تبلیغ نمایم .
و آخرین کلام شما ؟
من از طریق همین رسانه اولا از مردم خوب و از همه مسئولین محترم شهرمان که مشوق و حامی اینجانب در انجام وظیفه خدمت رسانی به شهروندان هستند صمیمانه تقدیر و تشکر می کنم و امیدوارم زمینه های مساعدی فراهم شود تا تعداد بیشتری از بانوان وارد این عرصه شوند. دوم از همسرم و اعضای خانواده ام که مشوق همیشگی من هستند و شاید بخاطر حضور من در خارج از منزل متحمل سختیهایی می شوند صمیمانه سپاسگزاری می کنم و سوم از شما که زمینه این مصاحبه را فراهم نمودید تا به عنوان نماینده صنف رانندگان تاکسی شهری به بخشی از مسائل و خواسته های صنفی بپردازم تقدیر و تشکر می کنم و برای همه آرزوی موفقیت و سلامتی و پیروزی دارم.
ضمن آرزوی موفقیت بیش از پیش برای شما، من هم از اینکه دعوت ما را برای انجام این مصاحبه پذیرا شدید مجددا تقدیر و تشکر می کنم و برای شما و همه بانوانی که در عرصه های مختلف بخصوص شغل شریف رانندگی بخصوص رانندگی تاکسی شهری فعالیت می کنند آرزوی سربلندی و سلامتی و شادکامی دارم.
