دروازه سنگی – حامد کاظم زاده خوئی
مقدمه
در سالهای اخیر، بحران انرژی در کشور به شکل ملموسی زندگی روزمره شهروندان را تحت تأثیر قرار داده است. تابستان ۱۴۰۴ نیز با افزایش بیسابقه دما، خشکسالی، مصرف بالای انرژی و در پی آن قطعیهای گسترده برق، وارد مرحلهای هشداردهنده شده است. اما آنچه کمتر مورد توجه قرار میگیرد، تأثیرات پنهان این وضعیت بر حوزههای نرم و بنیادین جامعه، نظیر فرهنگ عمومی و بهطور خاص فرهنگ مطالعه و کتابخوانی است؛ حوزهای که در شرایط عادی نیز با چالشهای متعددی مواجه است.
خاموشی، تنها خاموشی برق نیست؛ خاموشی ذهن است
در نگاه نخست، قطع برق شاید مسألهای فنی و زیرساختی بهنظر برسد، اما ابعاد فرهنگی آن، بهویژه در جامعهای که هنوز در مسیر تثبیت عادتهای مطالعاتی حرکت میکند، نگرانکننده است. بسیاری از خانوادهها، خصوصاً در طبقات متوسط و پایین جامعه که فاقد امکانات سرمایشی پیشرفته یا منابع جایگزین روشناییاند، عملاً با هر خاموشی چند ساعته، بخشی از آرامش، تمرکز و رغبت خود برای مطالعه را از دست میدهند. روشنایی ناکافی، گرمای طاقتفرسا، اضطراب ناشی از بیبرقی و قطع اینترنت، فضای ذهنی و فیزیکی مطالعه را مخدوش میکند.
کتابخانههای عمومی؛ مأمنهای فرهنگی در معرض تهدید
کتابخانههای عمومی در کشورهای توسعهیافته، نهفقط محلی برای امانت کتاب، بلکه پایگاهی برای آموزش، پرورش فکری، ارتباطات اجتماعی و شکلگیری سرمایه فرهنگی هستند. در ایران نیز، با وجود همه محدودیتها، کتابخانههای عمومی در شهرهای کوچک و متوسط نقشی اساسی در ترویج فرهنگ مطالعه ایفا میکنند. با این حال، تکرار خاموشیهای روزانه، کاهش ساعات کاری، نبود سیستمهای پشتیبان انرژی و فرسودگی تجهیزات سرمایشی، کتابخانهها را به فضاهایی کمجاذبه، خالی از مخاطب و در برخی موارد حتی تعطیل تبدیل کرده است.
فرصتهای سوخته؛ تابستانی که میتوانست فصل کتاب باشد
تابستان از دیرباز، با توجه به تعطیلی مدارس و فراغت نسبی دانشآموزان و دانشجویان، فرصتی مغتنم برای اجرای طرحهای ترویج کتابخوانی محسوب میشود. اما در تابستانی که گرما به مرزهای بحران نزدیک شده و خاموشی به عرف روزانه تبدیل شده، بسیاری از برنامههای فرهنگی از جمله جشنوارههای کتابخوانی، نشستهای نقد و بررسی، پویشهای مطالعه خانوادگی و مسابقات کتابخوانی عملاً یا لغو شده یا با استقبال حداقلی برگزار میشوند. پویایی فرهنگی، در چنین شرایطی، قربانی خاموشی و بیبرنامگی میشود.
تلفیق بحران انرژی و ضعف مدیریت فرهنگی
واقعیت این است که قطعی برق، اگرچه بهظاهر خارج از اختیار نهادهای فرهنگی است، اما نحوه مواجهه با آن، بهشدت وابسته به برنامهریزی، ابتکار عمل و اولویتبندی این نهادهاست. نداشتن برنامههای جایگزین، نبود زیرساختهای انرژی مستقل (نظیر پنلهای خورشیدی یا باتریهای صنعتی)، ناتوانی در انتقال فعالیتها به فضاهای باز یا ساعات مناسب، و همچنین بیتوجهی به ظرفیت رسانههای جمعی برای جبران خلأ برنامههای حضوری، همگی نشان از غفلت راهبردی در حوزه مدیریت فرهنگی دارد.
بازگشت به تجربههای سنتی؛ کتاب بهعنوان رسانهای بینیاز از برق
نکته تأملبرانگیز آن است که در همین شرایط بحرانی، کتاب کاغذی میتوانست رسانهای بیرقیب باشد. وقتی برق میرود، اینترنت قطع میشود، و موبایل و تلویزیون از کار میافتد، این کتاب است که همچنان میتواند منبعی برای تفریح، آموزش و آرامش باشد. اما برای بهرهگیری از این ظرفیت، نیاز به فرهنگسازی، آموزش خانوادهها، ارائه مشوقهای مادی و معنوی، و حضور جدی نهادهای عمومی در توزیع و دسترسپذیری کتاب وجود دارد؛ امری که هنوز در سیاستگذاریهای فرهنگی ما جایگاه بایستهای نیافته است.
پیشنهادها و راهکارها
۱. تأمین انرژی پایدار برای کتابخانهها از طریق پنلهای خورشیدی، ژنراتورها یا همکاری با شرکتهای دانشبنیان حوزه انرژی، جهت حفظ پایداری فعالیتهای فرهنگی در مواقع بحران.
۲. تدوین بستههای فرهنگی اضطراری شامل کتابهای جیبی، کتابهای صوتی آفلاین، و بروشورهای آموزشی برای استفاده در هنگام خاموشی.
۳. بازطراحی برنامههای کتابخوانی تابستانی با تأکید بر فضای باز، ساعات صبحگاهی یا عصرهای خنکتر، و استفاده از ظرفیت مدارس، مساجد و مراکز عمومی به عنوان پاتوقهای فرهنگی.
۴٫ تولید محتواهای ترویجی در رسانهها برای معرفی کتاب به عنوان راهحل جایگزین سرگرمی در خاموشی.
۵٫ تقویت نقش شوراهای فرهنگی شهرها در پایش و واکنش سریع به بحرانهای زیرساختی که بر فرهنگ عمومی اثر میگذارند.
جمعبندی: دفاع از فرهنگ، دفاع از زیست سالم جامعه است
فرهنگ کتابخوانی، نه کالایی لوکس، بلکه بخشی از امنیت نرم و هویت اجتماعی ملتهاست. تداوم خاموشیهای برق، اگرچه ناشی از عوامل مختلف زیستمحیطی و اقتصادی است، اما اگر با بیتفاوتی فرهنگی همراه شود، خطر گسستهای عمیقتری را بهدنبال دارد. ضروری است نهادهای فرهنگی، شهرداریها، آموزش و پرورش، سازمان کتابخانهها، و حتی رسانههای ملی و محلی، با نگرشی آیندهنگرانه، به صیانت از فرهنگ مطالعه بهعنوان ضرورتی همتراز تأمین آب و برق بنگرند. تابستان، هرچند داغ، نباید فصل خالی شدن کتابخانهها و خاموشی ذهنها باشد.
